داستان مداد
پسرک پدربزرگش را تماشا کرد که نامه ای می نوشت.
آیا هنوز خدا با مردم حرف میزند؟
یک مرد جوان در جلسه روز چهارشنبه مدرسه کتاب مقدس شرکت کرده بود. شبان در مورد گوش شنوا داشتن و…
سوغات از یونان
در یونان باستان سقراط به دلیل خرد و درایت فراوانش مورد ستایش بود. روزی فیلسوف بزرگی که از آشنایان سقراط…
زانوهای ضعیفت را قوی کن
چند هفته ای میشود که ندویدم. خیر، نه تنبلی کرده ام و نه از دویدن دست برداشته ام. حدود ده…
تابلوی پسر
مردی ثروتمند و پسرش علاقه زیادی به جمع آوری تابلوهای هنری داشتند. آنها همه چیز در کلکسیون خود داشتند از…
با من قهوه می خورید؟
پروفسور فلسفه با بسته سنگینی وارد کلاس درس فلسفه شد و بار سنگین خود را روبروی دانشجویان خود روی میز…
نصب(اینستال) محبت
پشتیبان فنی: بله... چطور می توانم کمکتان کنم؟مشتری: خوب، پس از ملاحظات زیاد، تصمیم به نصب "محبت" کرده ام.پشتیبان فنی:…
و خدا گفت "نه"
از خدا خواستم تا غرور را از من دور کند و او گفت "نه".گفت که این چیزی نیست که من…
نخواستنی
در زمانی نه خیلی دور، کشتی ای بنام " پلیکانو" دریانوردی می کرد. این کشتی نخواستنی ترین کشتی دنیا بود.…
صفحه2 از15

مطالب مرتبط

  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • 6
  • 7
  • 8
  • 9
  • 10
  • 11
  • 12
  • 13
  • 14
  • 15
  • 16
  • 17
  • 18
  • 19
  • 20
  • 21
  • 22
  • 23
  • 24
  • 25
  • 26
  • 27
  • 28
  • 29
  • 30
  • 31
  • 32
  • 33
  • 34
  • 35
  • 36
  • 37
  • 38
  • 39
  • 40
  • 41
  • 42
  • 43
  • 44
  • 45
  • 46
  • 47
  • 48
  • 49
  • 50
  • 51
  • 52
  • 53
  • 54
  • 55
  • 56
  • 57
  • 58
  • 59
  • 60
  • 61
  • 62
  • 63
  • 64
  • 65
  • 66
  • 67
  • 68
  • 69
  • 70
  • 71
  • 72
  • 73
  • 74
  • 75
  • 76
  • 77
  • 78
  • 79
  • 80
  • 81
  • 82
  • 83
  • 84
  • 85
  • 86
  • 87
  • 88
  • 89
  • 90
  • 91
  • 92
  • 93
  • 94
  • 95
  • 96
  • 97
  • 98
  • 99
  • 100
  • 101
  • 102
  • 103
  • 104
  • 105
  • 106
  • 107
  • 108
  • 109
  • 110
  • 111
  • 112
  • 113
  • 114
  • 115
  • 116
  • 117
  • 118
  • 119
  • 120
  • 121
  • 122
  • 123
  • 124
  • 125
  • 126
  • 127
  • 128
  • 129
  • 130
  • 131