ساقی و خمریه تاک بنان
ساقی و خمریه تاک بنان گر لبت را به نياز لب معشوق ز هم بگشودي لب شهد و خم ابرو…
عیسای ناصری
عیسای ناصری هان ! ای فروتنِ اَعصار و قرن ها ! عیسای ناصری ! ای جلوه گاه عشق خدا بر…
ای وطن
ای وطن! ای گُم شده در یادها خٌفته در نَجوای تو فریادها
شه محبت
ای شه محبت، ای شبان من ای همیشه برقرار از برای من
مسیح جاودان
آه ای مسیح جاودان با من بمان با من بمان ای چشمه هر راستی ، ای خود بری از کاستی،…
آنکه واژه عشق به جانم آمیخت
آنکه واژه عشق به جانم آمیختنامت آوازه ايست بلند و عشق همانجا پرسه ميزند كه شايد بوسه اي از لب…
در کلام آمد(باب اول یوحنا 1 - 29)
در کلام آمد که در روز اَلَست واژه بود و واژه ، خود با او نشست واژه او بود و…
باغ زندگی
هر باغ که خرم است و آباد آباد ز نعمت خداداد باشد به مثل چو زندگانی حیران منشین در آن…
ای کاش
تمام دهستان از این در به آن در به دریوزگی جمله پیموده بودم
صفحه5 از7