فرودین آمد ز راه و نغمه ها بسیار گشت
فرودین آمد ز راه و نغمه ها بسیار گشت چهچه بلبل شنیدن در چمن تکرار گشت جای خو را چون…
به جلجتا آمد
با صلیبی سخت بر دوش خارتاجی بر بام سر با پیکری از خون معطر پرشد از روح القدس
وصال آمد
نگار آمد صدای پای یار آمد
در طریق عشق بازی
در طریق عشق بازی رسم تو رسم وفاست در میان این همه راه ، راه تو راه بقاست
ایمان منی عیسی
ایمان منی عیسی انکار نخواهم کرد مصلوب نماییدم
من آن شکسته کودک توام
من آن شکسته کودک توام ای عیسی ستایشم مکن تویی دلیل بخششم
به زمان اعتمادی نیست اگر خود را دگرگون کردی نوروز است
به زمان اعتمادی نیست اگر خود را دگرگون کردی نوروز است رسید روز نو دوباره بر دیار رستم دلیر
عیدی سفره امسال
بی‌ تو نوروز مثل هر روز با تو هر روز مثل نوروز سفره هفت‌سین امسال روح پاک تو رو می‌خواد
شعری از هستی
در گناهم غرق بود، فیض تو کافیست ! در سیاهی کور بودم، فیض تو کافیست ! در اسارتها اسیر، غرق…
صفحه2 از7