سـاقـی افـسونــگر
سـاقـی افـسونــگر شعر زیر را تقدیم میکنم به تمام عاشقانیکه که درسیاهچالهای جبر و تحمیل کلیشه های دیکته شده موروثی…
کلمه
کلمه درخشید صلاله ای فربه بر نای جگن
ای خشم‌ به‌ جان‌ تاخته‌ توفان‌ شرر شو
ای خشم‌ به‌ جان‌ تاخته‌ توفان‌ شرر شو ای خشم‌ به‌ جان‌ تاخته‌ توفان‌ شرر شو ای بغض‌ گل‌ انداخته‌…
به یاد آر
به یاد آرنه بخاطر آفتاب نه بخاطر حماسه بخاطر سایه ی بام کوچکش بخاطر ترانه ای کوچک تر از دست…
چه کس گفت؟
چه کس گفتا، چه کس گفتا، مسیح گفتا، بنام من شفا ده چه کس گفتا، چه کس گفتا، مسیح گفتا،…
شعری از دکتر علیرضا نوری زاده
وطنم سرزمین عشق و غزل وطنم چشمه سپیده و شیر وطنم دست خط تاریخی گل لبخند از لبش جاری وطنم…
پرستش
پرستش پرستش کن مرا، آن دَم که می دانی و می دانم پرستش کن مرا امشب، پرستش کن مرا فردا…
پسر گمشده
بود یکی تاجر با اعتبار داشت دو فرزند در آن روزگار زاده کهتر زغرور و شره نزد پدر شد یکی…
تنها یک تنها می داند
بنام صاحب بالاترین نام تنها یک تنها می داند که تنهائی تنها درد یک تنهاست تنها، درد یک تنها بی…
صفحه3 از7